بازاریابی خارجی چیست؟

اقتصادسرا – بازاریابی خارجی روشی سنتی در بازاریابی است که هدف آن جذب مشتریان بالقوه است. بازاریابی خارجی فعالیت‌هایی همچون نمایشگاه‌های تجاری، سمینارهای سریالی و تماس‌های سرد را شامل می‌شود. این نوع بازاریابی هزینه‌بر است و نرخ بازگشت سرمایه (ROI) در آن به نسبت بازاریابی داخلی کمتر می‌باشد.

در بازاریابی خارجی فعالیت‌هایی مثل نمایشگاه‌های تجاری، سمینارهای سریالی، ایمیل‌های انبوه به لیست‌های خریداری‌شده، تماس‌های داخلی سرد، تله‌مارکتینگ برون‌سپاری شده و تبلیغات انجام می‌شود. من این روش‌ها را “بازاریابی خارجی” می‌نامم چون بازاریابان پیامشان را به نقاط دور و در سطح گسترده ارسال می‌کنند و امیدوارند که این سوزن در انبار کاه سروصدای زیادی به پا کند.

معتقدم که تکنیک‌های بازاریابی خارجی در طول زمان، به دو دلیل بیشتر و بیشتر اثربخشی خود را از دست می‌دهند. اول به این دلیل که انسان امروزی روزانه به صورت متوسط در معرض بیش از ۲۰۰۰ اختلال بازاریابی خارجی قرار می‌گیرد و هر روز راه‌های خلاقانه‌تری برای مسدودکردن آن‌ها به وجود می‌آید، از جمله: شناسه تماس گیرنده (caller ID)، اسپم فیلترینگ، Tivo و رادیو ماهواره­ای Sirius. دوم، امروزه هزینه هماهنگی برای یادگیری یا خرید چیزی جدید با استفاده از اینترنت (موتورهای جست­وجو، بلاگ­ها و شبکه­های اجتماعی) در مقایسه با هزینه شرکت در یک سمینار در ماریوت یا خرید یک بلیت هواپیما برای شرکت در نمایشگاه تجاری لاس­وگاس بسیار کمتر است.

تغییر شکل بازاریابی شما از خارجی به داخلی

توصیه می­کنم به جای انجام بازاریابی خارجی برای انبوهی از افرادی که در تلاش برای مسدود کردن شما هستند، بازاریابی داخلی انجام دهید و به خودتان کمک کنید تا توسط افرادی که در حال آموزش و خرید در صنعت شما هستند پیدا شوید. برای انجام این کار، باید وب­سایت خود را به منزله “قطب” صنعت خود که بازدیدکنندگان را از طریق موتورهای جست­وجو، بلاگ­نویسی و شبکه‌­های اجتماعی جذب می­‌کند در نظر بگیرید. من اعتقاد دارم که امروزه بیشتر بازاریابان ۹۰درصد تلاش خود را به بازاریابی خارجی و ۱۰درصد آن را به بازاریابی داخلی اختصاص می­دهند و طرفدار تغییر این نسبت­ها هستم.

بازاریابی خارجی در مقابل بازاریابی داخلی

هنگامی که یک بازاریاب به مردم مراجعه می‌­کند تا بفهمد که آیا به یک محصول علاقه‌­مند هستند یا خیر، بازاریابی خارجی انجام داده است. این کار مثلا می­‌تواند شامل فروش درب به درب یا تماس سرد باشد در زمانی که نماینده فروش یا بازاریاب به کسی بدون این که حتی مطمئن باشند او سرنخ (lead) باشد، مراجعه می‌­کنند. بازاریابی داخلی یک استراتژی است که شما محتوا یا تاکتیک­های شبکه‌­های اجتماعی را ایجاد می‌­کنید تا آگاهی از برند گسترش یابد. پس مردم از حضور شما آگاه می‌­شوند، ممکن است برای کسب اطلاعات به وب­سایت شما مراجعه کنند و سپس به محصول شما علاقه نشان دهند یا آن را بخرند. برخی استراتژی‌­های بازاریابی خارجی زمان و تلاش زیادی را طلب می­‌کند اما ممکن است سرنخ ایجاد نکند، درحالی که استراتژی­های داخلی به شما اجازه می­دهد تا با مخاطبینی تعامل کنید که راحت­تر می­‌توانید به آن­ها به چشم سرنخ نگاه کنید. بهترین مقایسه­ای که می‌توانم انجام دهم این است که بازاریابان سنتی که در حال تلاش برای جلب توجه مشتریان بالقوه جدید هستند، شبیه شیرهایی هستند که در جنگل به دنبال شکار فیل­ها می‌روند. از فیل­ها در دهه ۸۰ و ۹۰ در جنگل استفاده می­شد اما به نظر می­رسد که فیل­ها دیگر آن­جا نیستند و همگی به گودال­های آب ساوانه (اینترنت) مهاجرت کرده‌­اند. بنابراین پیشنهاد می­کنم به جای شکار در جنگل، فروشگاهی در گودال­های آب تاسیس کنید یا وب‌سایت خود را تبدیل به یک گودال آب کنید.

منبع: وبلاگ وب سایت hubspot
مترجم: محمد فرجی نوغانی




پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *