توهم سیستم سلامت کوبا

اقتصادسرا – یک مضمون بامزه میان اهل بخیه زیاد تکرار می شود که کوبا کشور پیشرفته و ثروتمندی به حساب نمی آید؛ ولی دستکم از نظر سیستم سلامت و بهداشت وضعیت بسیار خوبی دارد و در شاخص های جهانی هم از پیشروهاست؛ در نگاه اول بعید به نظر می رسد که از دولتی که آن چریک ماجراجو، مرحوم فیدل، بنیان گذاشته است؛ آبی گرم شود؛ کشوری آشکارا فقیر و محروم چطور می تواند در حوزه سلامت و بهداشت از بهترین ها باشد؟

در واقع در اینجا هم تبلیغات بر واقعیت سایه انداخته است؛ گفته اند که بیشتر ادعاها در مورد برتری سیستم کوبایی ها بر اساس پایین بودن نرخ مرگ و میر نوزادان (در زمان تولد) عنوان می شود. متوسط مرگ و میر ۴٫۱ نفر در هر ۱۰۰۰ نوزاد حتی پایین تر از متوسط کشورهای ثروتمند (۵ نفر در هر ۱۰۰۰ نفر) است و این دستاورد کمی نیست. اما هر آمار و ارقامی مستعد سوء استفاده است و به قول معروف باید برای دستیابی به “واقعیت” آنها را شکنجه داد؛ در اینجا هم واقعیت متفاوت از چیزی است که در بادی امر به نظر می رسد. در کوبا مرگ جنینی دیررس (مرگ و میر جنین در ۷ ماهگی و پس از آن) به شکل غیرطبیعی بالاست؛ اما مرگ نوزادی زودرس (مرگ در هفته اول پس از تولد) به شکل غیرطبیعی پایین است. اما این به چه معناست؟

چنانکه اهل فن گفته اند انگار مقامات کوبایی بسیاری از مواردی که باید در دسته دوم (مرگ نوزادی زودرس) جای بگیرند را در دسته اول (مرگ جنینی دیررس) طبقه بندی می کنند. با این توضیح می توان نتیجه گرفت که آن شاخص پر سروصدای نرخ واقعی مرگ و میر نوزادان که کوبایی ها به آن می نازند احتمالا چیزی بیش از دو برابر مقدار گزارش شده رسمی است! در این حالت هم باز اوضاع خوب است، ولی مثلا از شیلی و بسیاری کشورهای دیگر ثروتمند بدتر خواهد بود و البته نمی توان روی آن پروپاگاندای سیاسی برگزار کرد!

اما حتی اگر این شاخص را موفقیت فرض کنیم، باز حکم پیشرو بودن کوبا تنها بر مبنای یک شاخص نارواست؛ مثلا در شاخص مرگ و میر مادران، وضعیت کوبا علیرغم داشتن بیشترین میزان سرانه پزشک اصلا خوب نیست و گفته می شود بسیاری از این پزشکان که میانشان متخصص زنان و زایمان زیاد است، به جای کوبا در ماموریت های بین المللی به سر می برند تا به اصطلاح ارز به حکومت سوسیالیستی برسانند. همچنین آمار و ارقام در مواردی مانند سرطان ریه و افسردگی بنا به گزارش مخدوش است که افسانه پیشرو بودن را با تردید روبه رو می سازد. بماند که اساسا شیوه گردآوری اطلاعات و دقت آنها در کشوری مثل کوبا اما و اگر بسیار دارد.

اما این بدترین قسمت کار نیست، استفاده از اجبار و نقض حقوق اولیه بیمار در کوبا بسیار شایع است؛ نگهداری اجباری زنان باردار با ریسک بالا در مراکز دولتی خاص و سقط جنین اجباری بدون رضایت بیمار در صورت مشکل دار بودن فرزند از مواردی است که در مورد آن نوشته اند, زندانی کردن افراد مبتلا به ایدز در قرنطینه های خاص با کنترل نظامی برای جلوگیری از گسترش آن نیز در دهه ۱۹۸۰ رایج بود. آزمایش اجباری ایدز و توقیف کسانی که آزمایش آنها مثبت بود شاید فقط و فقط در کوبا انجام می پذیرد. حقوقی بورژوایی مثل حریم شخصی و محرمانه بودن گفتگوهای پزشک و بیمار هم طبیعتا باد هواست!

در واقع کشورهای یاغی مثل کوبا چنین آمار و ارقامی را بیشتر وسیله ای برای تقویت مشروعیت سیاسی خود می دانند. چیزی که در این میان اهمیت ندارد؛ البته تفنن هایی مثل حقوق انسانی و آزادی است؛ روشن است که بدون تولید ثروت کافی نمی توان انتظار فتح الفتوح در سیستم سلامت را داشت؛ ولی می بینیم همچنان سودا زدگانی در سراسر جهان حسرت سیستم پیشرو کوبایی ها را می خورند، بدون آنکه بفهمند بدون به رسمیت شناختن آزادی انسان ها به ویژه در اقتصاد به تنها چیزی که نمی رسیم توسعه و رفاه است؛ خلاصه اگر بین پینوشه جبار هوادار سرمایه داری و کاسترو رئوف! مردمی مجبور به انتخاب شدید، در انتخاب اولی تردید نکنید؛ والله اعلم.

منبع: وب‌سایت دکتر امیرحسین خالقی




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *