دلایل تفاوت نرخ تورم با برداشت مردم

اقتصادسرا – در  راستای تبیین و تحلیل علمی و فنی نرخ تورم  اعلام شده توسط مرکز آمار ایران،‌ روابط عمومی این مرکز،‌گفت و گویی با سید حسین پیمان، سرپرست دفتر ریاست،‌ روابط عمومی و همکاری های بین الملل داشته است که امید است برای خبرنگاران،‌پژوهشگران و تمامی کاربران مفید واقع شود.

خبرنگار : مرکز آمار ایران در تیرماه،  یعنی ماه گذشته ، نرخ تورم کشور را ٨,٧ درصد اعلام کرده است ، این چه کالایی است‌که با افزایش قیمت های حال حاضر، فقط ٨.٧ درصد افزایش یافته

بسیار سئوال بجا و مناسبی است ، به واقع این چه کالایی است؟قطعاً یک کالای خاص نیست ، بلکه ترکیبی از کالا ها و خدمات مصرفی است که در اصطلاح ” سبد مصرفی ” خانوار نامیده می شود و این سبد در کشور شامل ٣٠,٧٢ درصد از اجاره مسکن ، ٢۶.۶۴درصد خوراکی ها ،٩.۴١ درصد حمل ونقل ، ٧.١۴ درصد بهداشت و درمان ، ۴.٧٨ درصد پوشاک وکفش ، است و اگر ریز تر شویم ۶.۶٧ درصد نان، ۵.٩١ درصد گوشت، ١.٨۴ درصد آموزش و… است.

خبرنگار :  یعنی ترکیبی از کالاها وخدمات است نه یک کالا؟

بله همینطور است اگر موافق باشید در این گفتگو ، قرار داد کنیم و این کالا را “سبد ” نام گذاری کنیم؟

خبرنگار : بنابراین وقتی عنوان می شود نرخ تورم تیرماه  ٨,٧ درصد است یعنی قیمت همه کالاهای این سبد در مجموع ٨.٧ درصدافزایش یافته است؟

یعنی برآیند متوسط افزایش قیمت  کالاها وخدمات ۴٧۵ کالا وخدمت این سبد را شامل می شود ، و این متوسط قیمت از ٣۵٧ منطقه شهری و۶٢۶ آبادی و ۴٢٠٠٠٠ ثبت قیمت از خرده فروشی ها  ، و همچنین متوسط افزایش ماهانه این کالاها در ١٢ ماه گذشته از تیرماه ١٣٧٩ تا مردادماه ١٣٩۶ و از تیرماه ٩۶ تا مردادماه ٩۵ ،  بدست آمده است .

خبرنگار: یعنی ٢۴ عددِ نرخ تورم ماهانه ،  از تیرماه ٩٧ به عقب ، در این برآورد دخیل بوده اند ؟

بله ، افزایش این سبد تورم ، متعلق به متوسط ماهانه سال گذشته ی ختم شده به تیر ماه ١٣٧٩، به متوسط دوازده ماهه سال پیش از خود  است و هر کدام از این ارقام که متعلق به گذشته است تاثیر خود را در افزایش قیمت این کالا یعنی همان سبد تورم خواهد گذاشت و قیمت این سبد تورم علاوه براینکه فعلا متاثر از قیمت کالاها و خدمات حال وکنونی و این ماه، نیست بلکه از ماه گذشته شروع شده و متاثر از ٢۴ ماه گذشته است، لذا اگر هم نرخ تورم ماه گذشته جهش بالایی داشته باشد تحت تاثیر ٢٣ رقم دیگر، تضعیف می شود.

خبرنگار: پس به همین دلیل افزایش قیمت یک یا چند کالا را نمی توان گفت نرخ تورم ؟

صحیح است . تورم ناظر بر متوسط موزون تغییرات قیمت تمامی کالاها وخدمات درون این سبد در تمامی نقاط کشور است واین سبد تورم به طور لزوم همان کالا و خدمات مصرفی در محله خاص بنده نیست ، لذا به همین دلیل بنده نوعی با افزایش قیمت سبد عمومی تورم کشور ارتباط برقرار نمی کنم و گمان می کنم این افزایش صحیح نیست و سبد مصرفی  “خود ” را محور صحیح و غلط بودن این شاخص تلقی می کنم .  امّا متوجه باشیم،  این کالا یعنی همان ” سبد ”  ، نسبت به ماه پیش ۴,۴ درصد و نسبت به تیر ماه سال پیش ١٣.٨ درصد رشد کرده است ، و در همین ” سبد ” کالایی بوده که متوسط افزایش آن نسبت به تیرماه سال قبل ( البته در سبد تورم شهری)  بیش از ٧٠ درصد افزایش،  و کالایی هم داشته ایم که در این سبد شهری نسبت به تیر ماه سال قبل ۴٨ درصد کاهش داشته است .

خبرنگار: منظورتان این است که متوسط افزایش هر کالای انفرادی، نرخ تورم تلقی نمی شود ؟

بله ، امّا تغییرات انفرادی هر کالا بهتر درک می شود. لذا هنگامی که به بنده می گویید متوسط قیمت ماسی که از تمام نقاط کشور به دست می آید نسبت به تیرماهه سال ١٣٩۶، ١١ درصد بوده است ، بیشتر قابل درک است و همچنین زمان در این تغییر قیمت ، یعنی ماه پیش، سال پیش یا متوسط دوازده ماه پیش به متوسط دوازده ماه پیشتر ، بسیار مهم است.

خبرنگار: یعنی افزایش قیمتی که هم اکنون و در مرداد ماه در اقتصاد کشور رخ داده ، در ماه آینده خود را در این سبد تورمی نشان خواهد داد؟

بله،  البته در نتایج ماهانه ، ببینید در تیرماه ١٣٧٩ نسبت به خردادماه ١٣٧٩، ۴,۴ درصد نرخ تورم بوده است؛ این رقم بسیار بالاست و در طول سال های گذشته، کشور، فقط در مهر و دی ماه سال ١٣٩١ ، نرخ تورم از این رقم بالاتر داشته است.

خبرنگار: شما می گویید کالایی بوده است در این ” سبد” که ٧٠ درصد افزایش یافته ، پس چگونه نرخ تورم ٧,٨ درصد در دوازده ماه گذشته یا ١٣,٨ نسبت به تیر ماه گذشته یا ۴.۴ نسبت به ماه پیش اعلام می شود؟

چون ضریب اهمیت هر کالا در بین کالای دیگر مهم است ، به عنوان مثال سیگار بهمن در سبد تورم شهری، در تیر ماه نسبت به تیرماه ١٣٩۶ ٧٨,٢ درصد افزایش قیمت یافته ، امّا این افزایش قیمت چقدر قیمت “سبد ” را که متوسط ترکیبی از ۴٧۵ کالا و خدمات است متاثر می کند؟ حدود با توجه به ضریب اهمیتی که در سبد تورم کشور دارد ۴ درهزار خواهد بود ؛ امّا اجاره مسکن نسبت به تیرماه سال پیش  ١۵,٢ درصد افزایش یافته و ضریب اهمیت ٣٣.٧٣ ، در این سبد تورمی دارد و تاثیر آن در متوسط افزایش قیمت این سبد،  ۵ درصد برآورد می شود که فاصله آن با ۴ درهزار بسیار معنی دار است.

یعنی اگر فرض کنیم این سبدتورم شهری  صد کیلو وزن دارد ، ٣٣,٧٣ کیلو آن را اجاره مسکن ، ٧.١٣ کیلو آن بهداشت ودرمان ٢.٧ کیلو آن خیار ، ٢.٧ کیلو ماس ، نیم کیلو آن دخانیات که سیگار نیز جزو آن است و  ١.١۵ کیلو آن روغن است و هنگامی که گفته می شود ماس یازده درصد نسبت به تیرماه سال پیش افزایش یافته یعنی متوسط در همان ٣۵٧ منطقه شهری و متوسط از ١١٠٠مغازه ایی که اطلاع گیری قیمت شده ، تا متوسط قیمت یک کیلو ماس،  در تیر ٩٧ ، چهار هزار صدتومان به دست آمده و در تیرماه سال ١٣٩۶ ، سه هزار و ششصد و نود تومان بوده است و با توجه به ضریب اهمیت این کالا،  ماس در سبد تورمی فقط ٣ درهزار موثر بوده است . بنابراین نرخ تورم،  به هیچ وجه تغییرات قیمت ماس، آنهم در محله یا سرکوچه بنده نیست .

خبرنگار: یعنی قیمت چهار هزار و صد تومان این کالا ، قیمت قابل درک برای مردم است؟

ببینید یک مثال بزنم : میوه ایی مانند خیار در همین تهران ممکن است در خیابان الهیه ۶ هزار تومان و در اسلام شهر ٢۵٠٠ تومان باشد . یک متوسط ساده حسابی بین این دو قیمت را اگر فرض کنیم در این دو نقطه تهران ۴٢۵٠ تومان می شود . این قیمت هم با باور آن فردی که در الهیه زندگی می کند و هم با فردی که در اسلام شهر زندگی می کند انطباق ندارد. حال شما این متوسط را گسترش بدهید به قیمت خیار درتمام آن ٣۵٧ منطقه شهری ، علاوه براین که ضریب اهمیت خیار در درسبد تورم حدودا ٢,٧ درصد است و نسبت به تیر سال ١٣٩۶ ، ٧۴.٩ درصد افزایش قیمت داشته است . یعنی تاثیر ٢درصدی در سبد تورم برای نرخ تورم داشته است . بنابراین آشکار است که افزایش قیمت سبد تورم با درک افزایش قیمت محله بنده سازگار نباشد ، به طور کلی سبد تورم وقتی متوسط موزون ۴٧۵ قلم کالا از ٧۵ هزار بنگاه با ۴٢٠٠٠٠قیمت گیری است به طور لزوم با پیرامون زندگی معیشتی بنده انطباق ندارد مگر اینکه به دنبال این باشیم برای هر خانوار یک سبد تورم مصرفی خاص او و درمحله او برآورد شود.

خبرنگار: پس چرا نرخ تورم اعلام می شود وقتی شاخصی برای درک فردی ، مردم نیست ؟

عرض شد این یک نرخ متوسط موزون از ترکیب تغییرات قیمت تمامی کالاها ی یک سبدِ معرِّف و نماینده مصرف عمومی در تمامی نقاط کشور، برای سیاستگذاری است نه شاخص برای فردی خاص با محله خاص ، فرض کنیم دولت می خواهد کالاهای ضروری را که بیشتر مورد مصرف گروه های متوسط وپایین در آمدی جامعه است ثابت نگه دارد تا رفاه آنها ضربه نخورد، به فرض چقدر باید به طور متوسط یارانه به تولید کنندگان پرداخت شود تا این قیمت روند ثابت قیمت خود را حفظ کندو قیمت برای مصرف کننده افزایش نیابد؟ یا متوجه می شود که سطح عمومی قیمت ها دراین سبد دراین ماه سرعت فوق العاده نسبت به قبل گرفته است و اگر ماهانه اینگونه افزایش یابد نرخ تورم سالانه،  غیر قابل تحمل خواهد بود لذا از هم اکنون با این علامت، در سیاست های کاهش تورم حساستر خواهد شد.  شما اطلاع دارید که دولت در همین ماه تثبیت قیمت ٢۵ کالای اساسی را اعلام کرده است.  هرچند که برای هر فرد نیز نرخ تورم مفید خواهد بود امّا نباید انتظار داشت دقیقا با درک فردی از افزایش قیمت ها یکسان باشد ، چون درک فرد از افزایش قیمت هر کالا در سبد مصرفی ” خود ” ، متوسط از ۴٧۵ کالا وخدمت در تمام نقاط کشور و متوسط دوازده ماهه با همان اهمیت ووزن ، نیست.

خبرنگار: اینکه می گویید ٣٣,٧٣ درصد از “سبد” شهری  اجاره مسکن است ، چگونه به دست می آید؟

طرح آماری به نام هزینه ودرآمد خانوار هرساله در کشور اجرا می شود که متوسط کل هزینه های خانوار کشور از آن طرح به دست می آید . لذا از متوسط کل هزینه های خانوار کشور ، ٣٣,٧٣ درصد آن به اجاره مسکن ، ٢۴.۵ درصد آن به خوراکیها و نوشیدنی ها، ٩.۴۴ درصد به حمل ونقل ، و ٧.١٣ درصد به بهداشت اختصاص می یابد اینها وزن هرکالاها وخدمات را در سبد تورمی ، تشکیل می دهند.

خبرنگار:آیا ممکن است این وزن ها تغییر یابد ؟

بله زمانی که الگوی مصرف خانوارها تغییر می یابد و درسبد مصرفی خانوارها کالاهای جدید اضافه شده یا کالایی کم می شود یا میزان مصرف از کالاها تغییر می یابد . یعنی درحقیقت سهم کالاها در سبد مصرفی عمومی خانوارهای کشور و ضریب اهمیت کالاها تغییر می یابد، لذا به همین لحاظ سال مبدا محاسبه، یا سال پایه مطرح می شود و هم اکنون سال پایه،  ١٣٩۵ است.

خبرنگار: آیا مردم نیز درکی از این وزن ها ومتوسط موزون دارند؟

مطمئنا دارند ، امّا وزنی که کالاها و خدمات در “سبد مصرفی” خودشان دارد.

ببینید بایک مثال شاید بهتر بتوان این سئوال را پاسخ داد، وزن حمل ونقل در هزینه های خانوار شهری کشور ٩,۴۴ درصد ، امّا وزن لوازم خانگی ٣.۶۴ است به همین لحاظ هم ، وقتی قیمت کرایه تاکسی افزایش می یابد مردم حساسترند تا قیمت یخچال فریزر .

خبرنگار: یخچال فریزر که گرانتر است.

بسیار نکته بجایی بیان کردید، می گویید گران تر است ، آیا گرانی همان تورم است ؟ و آیا همه کالاها اهمیت مصرفی یکسانی برای خانوارها دارند، به عبارتی، خانوارها برای کالاها وخدمات در سبد مصرفی خود ضریب اهمیت یکسانی را متصورند؟  بنده برای رفت وبرگشت به محل کار و منزل، شش بار تاکسی در روز سوار می شوم . اگر فرض کنیم در هر بار در رفت و برگشت کرایه ١٠٠٠تومان باشد امّا رانندگان محترم ١٢٠٠ تومان درخواست کنند شش تا ٢٠٠تومان اضافی،  ١٢٠٠ تومان در روز می شود ، و آن را ضربدر ٢٢ روز برای ماه نمایید می شود ٢۶۴٠٠ تومان در ماه و٣١۶  هزار هشتصد تومان در سال و اگر در ده سال یکبار یخچال خرید نمایم و با فرض ثابت بودن این افزایش قیمت درخواستی ، سه میلیون شصت وهشت هزار تومان در ده سال می شود . ( یعنی با افزایشی که بیش از تعرفه ممکن است درخواست شود در روز هزینه تاکسی بنده می شود٧٢٠٠ تومان ، در ماه با ٢٢ روز می شود ١۵٨ هزارو ۴٠٠تومان و درسال می شود یک میلیون و نه صد هزار تومان ) یعنی کرایه تاکسی سالانه حدود دو میلیون تومان از کل هزینه مصرفی وبودجه سالانه خانوار بنده را تشکیل می دهد اما اگر یک یخچال ده میلیون تومانی در ده سال حساب نماییم ماهانه برای یخچال یک میلیون در بودجه خانوار بنده اختصاص می یابد. یعنی ضریب اهمیت کرایه تاکسی دوبرابر یخچال در سبد بودجه وهزینه مصرفی بنده است (بد نیست بدانیم یخچال در تیرماه نسبت به خردادماه ٧٩ ١٣،  ۵,٩ درصد افزایش یافته و این اضافه درخواستی راننده محترم تاکسی بیست درصد است .)  لذا بدین لحاظ در افزایش کرایه های تاکسی، مردم بیشتر حساس هستند و دولت به عنوان یک کالای کم کشش، برقیمت حمل ونقل بیشتر نظارت می کند چون ضریب اهمیت بالای را نسبت به لوازم خانگی در سبد مصرفی خانوارها و سبد تورم دارد .

خبرنگار: بنابراین گران بودن یک کالا همان ضریب اهمیت آن کالا تلقی نمی شود؟

ببینید ، آیا نرخ تورم لزوماً همواره مثبت است یا امکان دارد صفر هم باشد یعنی قیمت سبد تورم نسبت به زمان مبدا در مجموع تغییری نیابد و یا منفی شده باشد ، امّا استنباط از گرانی در افکار عموم یعنی کالای مشخصی برای فرد که حتما با قیمت بیشتر از قبل مطرح است یا نسبت به کالای دیگر به طور نسبی قیمت بالا تری دارد ویا احیانا در بعضی از نقاط جغرافیایی کشورقیمت بالا تری دارد  یا در مقایسه با مغازه دیگر یک کالا باشرایط مساوی ، قیمت بالاتری دارد یا کالا درمقایسه با درآمد فرد، قیمت بالایی دارد؛   امّا وقتی سبد تورم مطرح می شود یعنی سبدی که شامل متوسط قیمت ۴٧۵ کالا وخدمت در همه نقاط کشور و درزمان مشخص خود است.

خبرنگار: پس عموم، چگونه می توانند درک بهتری از نرخ تورمی که گزارش می شودداشته باشند ؟

چون عموم مردم درک بهتری از گرانی دارند از متوسط تغیرات قیمت هرکالا در نقاط کشور ، بهتر تغییرات قیمت را احساس و راحتر درک می کنند.  وقتی گزارش می شود که  در تیر ماه امسال نسبت به تیرماه سال پیش گوشت گوسفند ٢٨,۵ درصد ، تخم مرغ ماشینی ۵۴,۵ درصد ، موز ۵٨.٣ درصد ، خربزه ۶٧.۴ درصد ، هندوانه ١٧۴.١ درصد ، کشمش پلویی ۴۵.٣ درصد ، پسته ۵١ درصد ، پفک ۴٣.١ درصد ، خیار ٧۴.٩ درصد ، گوچه فرنگی ٢٢.٧ درصد ، بادمجان ٢۵.١ در صد ، سیگار بهمن ٧٨.٢ درصد ، ماشین لباسشویی ٣١.۶ درصد ، قابلمه ٣۴.٩ درصد ، قرص آسپرین ٣٨. درصد ، قرص ویتامین ث ۴١.١ درصد ، باطری اتومبیل ٣١.٩ درصد ، سینمای خانگی ٣۵.٩ درصد ، پرینتر ۶۴.۴ درصد ، لب تاپ ۵۶.٧ درصد ، روزنامه ۶١.۵ درصد ، اودکلن مردانه ٣٨.٩ درصد ، ساعت مچی مردانه ٣۴.٢ درصد ، ثبت ازدواج ۴٧.۵ درصد ، فتوکپی ١٧.٧ درصد ، افزایش یافته است .

از طرف دیگر تیرماه امسال نسبت به تیر سال پیش سیب زمینی ١٨,۵ درصد ، پیاز ۴٨.۴ درصد ، کاهش یافته و برنج درجه یک نسبت به تیرماهه سال پیش فقط ۵.٩ درصد ، مرغ ماشینی ١.۶ درصد ، قند ۴.٨ درصد ، شکر ۴.۶ درصد و کرایه یک شب اقامت در هتل ۵.٧ درصد افزایش یافته ، لذا متوسط افزایش این سبد ِ ۴٧۵ کالایی وخدماتی به طور متوسط در تمامی نقاط کشور ١٣.٨ درصد در تیر ماه امسال نسبت به تیر سال پیش افزایش یافته است. بدیهی است که متوسط ۴٧۵ کالا به طور متوسط برای تمام نقاط کشور که نرخ تورم ١٣.٨ درصد را نسبت به تیرماه سال ١٣٩۶ نتیجه می دهد ، رقمی نیست که با درک گرانی بنده از کالاهای مصرفی ام سازگار باشد و به طور کلی برای چنین هدفی نیز، سبد تورم عرضه نمی شود، یعنی با درک گرانی تک ، تک افراد جامعه انطباق بیابد ( هرچند که تورم نقطه به نقطه با درک عمومی از گرانی نزدیک تر است) حال اگر افکارعمومی استنباطش از تورم،  افزایش قیمت ها در همین لحظه باشد به عنوان مثال در مردادماه ١٣٩٧ را مد نظر داشته باشند بدیهی است که شکاف از درک تورم اعلام شده، بیشتر می شود و با مردادماه که هنوز اعلام نشده انطباق ندارد. . بنابراین ادبیات اقتصادی تورم با گرانی مورد استنباط افکار عمومی متفاوت است و  هر فرد، سبد تورمی ویژه خود را دارد که متوسط افزایش هزینه زندگی اش را در بر می گیرد ؛ ودر هیچ مرکز آماری درجهان ، تورم برای هر فرد محاسبه نمی شود ، چون ضرورتی ندارد ، و هر فرد، استنباط و درکِ افزایش قیمت را از سبد خود دارد و بر اساس آن برنامه ریزی می کند. لذا تورم شاخصی برای سیاستگذاری نهادهای مرتبط، نه سبد انفرادی برای هر فرد، محسوب می شود.

خبرنگار: آیا افزایش قیمت کالاهایی که نام بردید در گزارش های ماهانه نرخ تورم مرکز آمار ایران انتشار می یابد .

بله همه در درگاه مرکز آمار به ریز وجود دارد

خبرنگار: عنوان شد سیب زمینی ١٨,۵ و پیاز ۴٨.۴ درصد نسبت به تیرماه سال ٩۶ کاهش یافته است آن متوسط در سراسر کشور که بیان شد چقدر بوده و درتیر ماه امسال چقدر شده است؟

متوسط یک کیلو گرم سیب زمینی در کشور در تیر ١٣٩۶ ، حدود هزار نه صد تومان بوده و در تیر سال ١٣٩٧ به هزاروششصد و بیست و دو تومان و پیاز از سه هزار سی صدو چهل ونه تومان، به هزار و هفتصدوبیست وهفت تومان رسیده است.

خبرنگار: افزایش ارز، ضریب اهمیتش در ” سبد ” مصرفی چقدر است؟

پول خارجی در این سبد جایگاهی ندارد امّا تاثیر آن از طریق تغیرات قیمت در کالا و خدمات و چگونگی متاثر شدن قیمت آن کالاها از ارز، سبد تورم را متاثر می کند. البته در مدت زمانی که لازم است تا در سبد تورم تاثیر بگذارد که بدیهی است با وقفه های این تاثیر، خود را نشان خواهد داد.

خبرنگار: اینکه گفته می شود تورم پارسال به عنوان مثال ٩ درصد بوده است و تورم امسال ٨,٧ درصد است یعنی قیمت ها ی امسال نسبت به سال پیش، کاهش پیدا کرده است؟

به هیچ وجه ، یعنی قیمت پارسال نسبت سال پیش از خود،  ٩درصد رشد کرده است . یعنی اگر صد تومان بوده ، شده صدو نه تومان و امسال نسبت به پارسال سبد تورم ٨,٧ درصد رشد داشته ، یعنی از صد ونه تومان شده حدودا صدو هجده و نیم تومان ، بنابراین هردوسال سبد تورم با فزایش قیمت رو برو بوده است امّا پارسا ل قیمت ها نسبت به سال پیش خود بیشتر و امسال کمتر از پارسال رشد کرده و سرعت داشته است . یعنی نه تومان افزایش پارسال نسبت به یکصد تومان ، ٩ درصد رشد اما ٩.۴٨٣ تومان نسبت به ١١٨.۴٨٣  تومان شده ٨.٧ درصد رشد ، .نتیجه می شود فقط سرعت  افزایش قیمت ها کمتر شده است و اگر امسال ١١٨.٨١ می بود رشد این قیمت نسبت به قیمت ١٠٩ سال گذشته،  همان رشد ٩ درصد را دارا می شد. بنابراین وقتی نرخ تورم همواره مثبت است افزایش قیمت استنباط می شود امّا این افزایش قیمت نسبت به قبل ممکن است با سرعت کمتری رخ داده باشد.

خبرنگار:پس اینکه می گویند تورم واقعی به عنوان مثال ۵٠ درصد است ، از نظر ادبیات اقتصادی صحیح نیست؟

قطعا اشتباه است . ببینید، اعتقاد بنده این است که مرکز آمار ایران در شرایط موجود ِ نظام آماری کشور،  بهترین آمار را تولید می کند و تمامی فرآیند و مستندات و فرا داده های خود را در نشریات وپایگاه خود ، درمعرض بررسی مخاطبین قرار می دهدو حتا در بعضی از طرح های حساس، ریز داده های آن را در پایگاه خود ارایه می دهد، فرهنگ غیر محاوره ایی و کارشناسی حکم می کند اگر عدد دیگری را افرادی عنوان می دارند تمام فرایند تولید این عدد و مستندات و فرا داده های آن و چگونگی محاسبه را در معرض بررسی کارشناسان کشور قرار دهند . اگر صدا وسیما یکی از نقش های اساسی آن تبیین و روشن کردن موضوعات مبتلابه جامعه است می تواند یک گزارش مستند از فرآیند طراحی تا استخراج نرخ تورم و طرح های دیگر مرکز آمار ایران، به جامعه عرضه دارد و مرکز آمار ایران از آن استقبال می کند.

منبع: وب‌سایت مرکز آمار ایران




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *