دیجیتال مارکتینگ چیست؟

اقتصادسرا – دیجیتال مارکتینگ یا بازاریابی دیجیتالی، شامل تمامی تلاش‌های بازاریابی است که در آن‌ها از یک وسیله الکترونیکی یا دیجیتالی استفاده می‌شود. کسب وکارها از اثرات کانال­های دیجیتال مانند موتورهای جست و جو، شبکه های اجتماعی، ایمیل و وب سایت­هایشان برای ارتباط گرفتن با مشتریان کنونی و آینده استفاده میکنند.

بااین­که اینترنت هم­اکنون در دسترس بسیاری از مردم است، آیا حرف مرا باور میکنید اگر به شما بگویم که تعداد افرادی که آنلاین می­شوند روز به روز افزایش می­یابد؟

درست است. درواقع، طبق تحقیقات پیو، استفاده “ثابت” از اینترنت در میان بزرگسالان تنها در سه سال اخیر %۵ افزایش یافته است و بااین­که ما این مطلب را زیاد میگوییم، روش­های خرید مردم واقعا با آن تغییر کرده است. بدین معنی که دیگر بازاریابی آفلاین مثل قبل­ترها موثر نیست.

بازاریابی همیشه درباره ارتباط گرفتن با مخاطب­ها در مکان درست و زمان درست است و امروزه به این معناست که شما نیاز دارید مخاطبانتان را در جایی که وقتشان را میگذرانند بیابید، در اینترنت.

در هاب اسپات، ما درباره بازاریابی درونی به عنوان روشی حقیقتا موثر در جذب، درگیرساختن و خشنودی مشتریان آنلاین بسیار صحبت کرده­ایم. اما همچنان پرسش­های زیادی از مردم سراسر جهان درباره دیجیتال مارکتینگ دریافت می­کنیم.

ممکن است یک بازاریاب درونی تجربی بگوید بازاریابی دیجیتالی و بازاریابی درونی عملا یک چیز هستند، اما تفاوت­های کوچکی میان این دو وجود دارد. من در گفت­و­گو با بازاریابان و صاحبان کسب­وکار در امریکا، انگلستان، آسیا، استرالیا و نیوزیلند درباره این­که چگونه این تفاوت­های کوچک در سراسر جهان مشاهده­می­شود، بسیار آموخته­ام.

شما دیجیتال مارکتینگ را چگونه تعریف می­کنید؟

دیجیتال مارکتینگ توسط تاکتیک­ها و کانال­های دیجیتالی متعددی تعریف می­شود که از آن­ها برای ارتباط گرفتن با مشتریان در جایی که آن­ها بیشتر وقتشان را میگذرانند، استفاده می­شود یعنی فضای آنلاین. از یک وب­سایت ساده گرفته تا دارایی­های برندینگ آنلاین یک کسب­وکار – تبلیغات دیجیتالی، بازاریابی ایمیلی، بروشورهای آنلاین و ورای این­ها – طیفی از تاکتیک­ها وجود دارد که همگی زیر چتر “دیجیتال مارکتینگ” جمع می­شوند.

تاکتیک­ها و مثال­های دیجیتال مارکتینگ

بهترین دیجیتال مارکترها تصویر واضحی از این مطلب دارند که هر کمپین بازاریابی چگونه به­صورت­حداکثری از اهداف آن­ها حمایت می­کند و بسته به اهداف استراتژی بازاریابیشان، میتوانند از کمپین بزرگتری از طریق کانال­های پولی و رایگانی که در دسترسشان است، استفاده کنند.

برای مثال یک بازاریاب محتوا می­تواند پست­هایی وبلاگی از کتابی الکترونیکی که اخیرا در کسب­وکار ایجاد شده است خلق کند که مشتریان بالقوه را تولید می­کنند. سپس ممکن است بازاریاب شبکه­‌های اجتماعی شرکت، این پست­های وبلاگی را از طریق پست­های ارگانیک یا پرداختی در حساب­های شبکه‌­های اجتماعی کسب­وکار ترویج کند. شاید بازاریاب ایمیلی، یک کمپین ایمیلی برای ارسال ایمیل به کسانی که کتاب را دانلود کرده­اند ایجاد کند و به آن­ها راجع به سازمان اطلاعات بیشتری دهد. ما درباره این بازاریاب­های دیجیتالی خاص صحبت بیشتری خواهیم کرد.

در زیر مروری سریع داریم بر برخی از رایج ترین روش های بازاریابی دیجیتال و کانال های مربوط به هر یک از آن­ها:

۱- بهینه­سازی موتورهای جست­وجو (سئو، SEO):

سئو فرایند بهینه‌­سازی وب­سایت شماست برای داشتن درجه‌ای بالاتر در صفحات نتایج موتورهای جست­وجو. درنتیجه، وب­سایت شما ترافیک ارگانیک (یا رایگان) بیشتری دریافت خواهدکرد. کانال­هایی که از سئو بهره­ می­برند عبارت­ند از:

  • وب­سایت­ها،
  • بلاگ­ها،
  • اینفوگرافیک­ها،

۲- بازاریابی محتوا

این اصطلاح به معنای ایجاد و ترویج دارایی­های محتوایی به منظور ایجاد آگاهی از برند، رشد ترافیک، ایجاد لیدها و مشتریان است. کانال­هایی که می­توانند در استراتژی بازاریابی محتوایی شما نقش بازی کنند شامل موارد زیر است:

  • پست­های وبلاگی،
  • کتاب­های الکترونیکی و کاغذهای سفید،
  • اینفوگرافیک­،
  • بروشورهای آنلاین و کتابچه­های راهنما.

۳- بازاریابی شبکه­های اجتماعی

این نوع بازاریابی، برند شما و محتوای شما را در کانال­های شبکه‌­های اجتماعی به منظور افزایش آگاهی از برند، هدایت ترافیک و ایجاد لید برای کسب­وکارتان ترویج می­کند. کانال­هایی که می‌توانید از آن­ها برای بازاریابی در شبکه­های اجتماعی استفاده کنید عبارت­اند از:

  • فیس­بوک،
  • توییتر،
  • لینکدین،
  • اینستاگرام،
  • اسنپ­چت،
  • پینترست،
  • گوگل­پلاس.

۴- پرداخت بر اساس کلیک (PPC)

PPC روشی برای هدایت ترافیک به وب­سایت شما از طریق پرداخت هزینه به یک منتشرکننده یا پابلیشر است هنگامی که بر روی تبلیغ شما یک کلیک صورت گیرد. یکی از رایج­ترین انواع PPC، گوگل ادوردز است که به شما اجازه می‌­دهد تا برای قرارگیری در جایگاه­های برتر صفحات نتایج موتور جست­وجوی گوگل “به ازای کلیک” بر روی لینک­های شما هزینه­ای از طرف شما پرداخت شود. کانال­های دیگری که شما می­توانید از روش PPC در آن­ها استفاده کنید، شامل موارد زیر است:

  • تبلیغات پرداختی در فیس بوک،
  • توییت­های ترویج شده در توییتر،
  • پیام­های اسپانسرشده در لینکدین.

۵- بازاریابی مشارکتی

این یک روش تبلیغات مبتنی بر عملکرد است که شما برای ترویج محصولات یا خدمات دیگر اشخاص در وب­سایتتان کمیسیون دریافت می­کنید. کانال­های بازاریابی مشارکتی عبارت­ند از:

  • تبلیغات ویدئویی میزبانی از طریق برنامه پارتنر یوتیوب.
  • پست کردن لینک­های مشارکتی از طریق حساب­های شبکه­های اجتماعیتان.

۶- تبلیغات همسان

تبلیغات همسان به نوعی از تبلیغات اشاره دارد که عمدتا مبتنی بر محتوا است و قسمتی از آن همراه با یک محتوای دیگر که غیرپولی است در یک پلتفرم قرار می­گیرد. پست­های اسپانسری بازفید مثال­های خوبی از این نوع تبلیغات هستند اما بسیاری از مردم تبلیغات شبکه­های اجتماعی را هم “همسان” در نظر می­گیرند؛ برای مثال، تبلیغات فیس­بوک و اینستاگرام.

۷- اتوماسیون بازاریابی

اتوماسیون بازاریابی به نرم­افزاری اشاره دارد که به منظور خودکارسازی عملیات بازاریابی پایه شما به ­کار ­می­رود. بسیاری از دپارتمان­های بازاریابی می­توانند وظایف تکراری را که به صورت دستی انجام می­دهند، خودکارسازی کنند. برای مثال:

  • خبرنامه­های ایمیلی،
  • برنامه زمانبندی پست­های رسانه­های اجتماعی،
  • به­روز کردن فهرست مخاطبان،
  • گردش کاری پرورش لیدها،
  • پی­گیری کمپین­ها و گزارش­دهی درباره آن­ها.

۸- بازاریابی ایمیلی

شرکت­ها از بازاریابی ایمیلی به عنوان راهی برای ارتباط برقرارکردن با مخاطبانشان استفاده می­کنند. از ایمیل اغلب برای ترویج محتوا، تخفیف­ها و رویدادها و همچنین برای هدایت افراد به وب سایت کسب­و­کار استفاده می­شود. انواع ایمیل­هایی که شما می­توانید در کمپین بازاریابی ایمیلیتان ارسال کنید عبارت­ند از:

  • خبرنامه­های عضویت در بلاگ،
  • ایمیل­های پی­گیری به بازدید­کنندگان وب­سایت که چیزی را دانلود کرده­اند،
  • ایمیل­های تبریک به مشتریان،
  • ترویج­های تعطیلات برای اعضای وفادار برنامه،
  • نکات یا مجموعه ایمیل­های مشابه برای پرورش مشتری.

۹- روابط عمومی آنلاین

روابط عمومی آنلاین رویه تضمینی­ای است که از طریق پوشش آنلاین با منتشرکننده­های دیجیتالی، بلاگ­ها و دیگر وب­سایت­های مبتنی بر محتوا کسب شده­است. این بسیار شبیه است به همان روابط عمومی سنتی، اما در فضای آنلاین. کانال­هایی که شما میتوانید برای بیشینه­سازی فعالیت­های روابط عمومی انجام دهید، شامل موارد زیر است:

  • دسترسی پیداکردن به خبرنگار از طریق شبکه­های اجتماعی،
  • درگیرسازی در برنامه­های آنلاین شرکتتان،
  • پیام­گذاشتن در وب­سایت شخصی یا بلاگ خودتان.

۱۰- بازاریابی درونی

بازاریابی درونی به رویکرد “قیف کامل” برای جذب، درگیرکردن و خشنودسازی مشتریان با استفاده از محتوای آنلاین اشاره دارد. شما در سراسر استراتژی بازاریابی درونیتان میتوانید از هرکدام از تاکتیک­های بازاریابی دیجیتالی فهرست­شده در بالا استفاده کنید.

یک دیجیتال ­مارکتر چه کاری انجام می­دهد؟

بازاریاب­های دیجتال مسئول برانگیختن آگاهی­ از برند و تولید لیدها از طریق تمامی کانال­های دیجیتالی -هم رایگان و هم پولی- که در اختیار یک شرکت می­باشد، هستند. این کانال­ها شامل شبکه­های اجتماعی، وب­سایت خود شرکت، رتبه­بندی موتورهای جست­وجو، ایمیل، تبلیغات نمایشی و بلاگ شرکت هستند.

معمولا بازاریاب دیجیتالی برای هر کانال بر شاخص­های کلیدی عملکردی مختلفی تمرکز می­کند و بنابراین می­تواند به صورت مناسبی عملکرد سازمان را در هریک از آن­ها اندازه­گیری کند. برای مثال، یک دیجیتال­مارکتر که مسئول سئو است، “ترافیک ارگانیک یا طبیعی وب­سایت” را که نوعی از ترافیک است که در آن بازدیدکنندگان از وب­سایت، صفحه کسب­وکار را با جست­وجو در گوگل پیدا کرده­‌اند.

بازاریابی دیجیتالی امروز در بسیاری از نقش­های بازاریابی انجام می­شود. در شرکت­های کوچک، احتمالا یک متخصص عمومی بسیاری از تاکتیک­های بازاریابی دیجیتالی را که در بالا توصیف شدند همزمان اجرا می‌­کند. در سازمان­های بزرگ­تر، این تاکتیک­ها متخصصان چندگانه دارند که هرکدام از آن­ها بر تنها یک یا دو کانال دیجیتال برند تمرکز کرده­اند.
در این­جا چند نمونه از این متخصصان را ذکر می­‌کنیم:

مدیر سئو
KPIهای اصلی: ترافیک ارگانیک
به‌ ­صورت خلاصه، مدیران سئو کسب و کار را در رتبه­بندی گوگل قرار می­دهند. مدیر سئو با استفاده از طیف وسیعی از رویکردها در بهینه­سازی موتورهای جست­وجو، ممکن است مستقیما با تولیدکنندگان محتوا کار کند تا مطمئن شود که محتوایی که آن­ها تولید می­کنند در گوگل خوب جواب می­دهد، حتی اگر شرکت این محتوا را در شبکه­های اجتماعی هم بارگذاری کند.

متخصص بازاریابی محتوا
KPIهای اصلی: مدت زمان ماندن در صفحه، ترافیک کلی بلاگ، مشترکان کانال یوتیوب
متخصصان بازاریابی محتوا، خالقان محتوای دیجیتال هستند. آن­ها اغلب به تقویم وبلاگ­نویسی شرکت توجه ­می­کنند و به استراتژی محتوایی ای فکر می­کنند که ویدئو را نیز شامل می­شود. این افراد حرفه­ای عموما با اشخاصی در دیگر دپارتمان­ها ارتباط دارند تا مطمئن شوند که محتوای ترویجی ایجادشده در هر کانال محصولات و کمپین­هایی را که شرکت اجرا کرده­است، تقویت می­کند.

مدیر شبکه‌­های اجتماعی
KPIهای اصلی: همراهی­ها (فالوها)، تاثیرها (ایمپرژن­ها)، به ­اشتراک ‌­گذاری­ها
نقش مدیر شبکه­های اجتماعی از عنوان این شغل قابل استنتاج است، اما این که چه شبکه اجتماعی را مدیریت کند، بستگی به صنعتی که در آن فعالیت می­کنند دارد. ورای این­ها، مدیران شبکه­های اجتماعی برنامه زمان­بندی ای را برای پست­گذاری محتوای متنی و بصری شرکت آماده می­کنند. این کارمند احتمالا با متخصص بازاریابی محتوا هم برای ایجاد این استراتژی که کدام محتوا در کدام شبکه اجتماعی قرار گیرد، همکاری میکند.
(نکته: در میان KPIهای بالا، تاثیرها یا ایمپرژن­ها به تعداد دفعاتی اشاره دارد که پست­های کسب­وکار در خبرخوان یک کاربر نمایش داده­ می‌­شود.)

هماهنگ ­کننده اتوماسیون بازاریابی
KPIهای اصلی: نرخ باز شدن ایمیل­ها، نرخ کلیک کمپین، نرخ تولید (تبدیل) لیدها
هماهنگ­کننده اتوماسیون بازاریابی به انتخاب و مدیریت نرم­افزاری کمک می­کند که به کل تیم بازاریابی اجازه می­دهد تا رفتار مشتری را درک کنند و رشد کسب­وکار را اندازه بگیرند. به دلیل این­که بسیاری از عملیات­ بازاریابی که در بالا توصیف شد، ممکن است به صورت جداازهم انجام شود، مهم است که شخصی وجود داشته­باشد که بتواند این فعالیت­های دیجیتالی را به کمپین­های منفرد تبدیل کند و عملکرد هر کمپین را اندازه­گیری کند.
بازاریابی درونی در مقابل بازاریابی دیجیتال: کدام است؟

با یک دید سطحی، هردو شبیه هم هستند: هر دو عمدتا به صورت آنلاین رخ می­دهند و هر دو بر این تمرکز دارند که محتوای دیجیتال را برای استفاده توسط مردم خلق کنند. پس تفاوت در چیست؟

اصطلاح “دیجیتال­ مارکتینگ” میان تاکتیک­های بازاریابی کششی و فشاری (یا آن­چه که ما امروز از آن­ها به شیوه­های درونی و بیرونی تعبیر می­کنیم) تفاوتی قائل نمی­شود. هردوی این­ها هنوز هم می­توانند زیر چتر دیجیتال مارکتینگ جمع شوند.

تاکتیک­های بیرونی دیجیتالی با این هدف انجام می­‌شوند که پیام بازاریابی را به صورت مستقیم پیش روی هر تعداد افراد بیشتر در فضای آنلاین قرار دهند، بدون توجه به این که پیام به آن­ها مربوط می­شود یا از آن استقبال می­کنند یا نه. برای مثال، تبلیغات بنری خیره­کننده­ای که شما در بالای بسیاری از وب­سایت­ها می­بینید سعی می­کنند تا یک محصول یا تخفیف را به مردمی که لزوما هم آماده دریافت آن نیستند، ارائه کنند.

از طرف دیگر، بازاریاب­هایی که شیوه­های درونی دیجیتالی را به خدمت می‌­گیرند از محتوای آنلاین برای جذب مخاطبان هدفشان به وب­سایت­ها با ایجاد محتوایی که برای آن­ها مفید است، استفاده می­کنند. یکی از ساده­ترین دارایی­های بازاریابی دیجتالی درونی که هنوز هم قدرتمندترین آن­هاست، یک بلاگ است که به وب­سایت شما اجازه می­‌دهد تا برروی اصطلاحاتی که مشتریان ایده­آل شما، آن­ها را جست­وجو میکنند سرمایه­گذاری کند.
و بالاخره، بازاریابی درونی یک روش شناسی است که از دارایی­های بازاریابی دیجیتالی برای جذب، درگیری و رضایت­مندی مشتریان آنلاین استفاده می‌­کند. از طرف دیگر، دیجیتال مارکتینگ به صورت ساده یک اصطلاح چتری است که شیوه­های بازاریابی آنلاین از هر نوع را فارغ از این که درونی یا بیرونی است، توصیف می­‌کند.

آیا دیجیتال مارکتینگ برای همه کسب­ وکارها جواب می‌­دهد؟
دیجیتال مارکتینگ می­‌تواند برای هر کسب ­وکاری در هر صنعتی مفید باشد. دیجیتال مارکتینگ، فارغ از این که شرکت شما چه چیزی می­‌فروشد، شامل ایجاد پرسوناها (اشخاصی) برای تعیین نیازهای مخاطبان شما و ایجاد محتوای آنلاین باارزش برای آن­ها است.

بااین­حال، این بدان معنی نیست که همه کسب­وکارها باید استراتژی دیجیتال مارکتینگ را به یک شیوه پیاده‌­سازی کنند.

دیجیتال مارکتینگ B2B

اگر شرکت شما کسب ­وکار به کسب­وکار (B2B) است، تلاش­های بازاریابی شما احتمالا حول ایجاد لیدهای آنلاین صورت می­گیرد و هدف نهایی این است که اشخاص با فروشنده­ها صحبت کنند. به همین دلیل، نقش استراتژی بازاریابی شما جذب و تبدیل باکیفیت­ترین لیدها برای فروشندگانتان با کمک وب­سایت و کانال­های دیجیتالی حمایتی است.

ورای وب­سایت، شما احتمالا تلاش­هایتان را بر کانال­های کسب­وکار محور مانند لینکدین هم متمرکز می­کنید. در لینکدین جمعیت مخاطبین شما حضور آنلاین دارند.

دیجیتال مارکتینگ B2C
اگر شرکت شما کسب­وکار به مصرف­کننده (B2C) است، بسته به قیمت محصولات، احتمالا هدف تلاش­های بازاریابی شما جذب مردم به وب­سایت و تبدیل کردن آن­ها به مشتریان است، حتی بدون این که نیاز به صحبت با فروشندگان داشته ­باشند.

به همین دلیل شما با احتمال کم­تری بر “لیدها” در مفهوم سنتی آن تمرکز می­‌کنید و به احتمال زیاد یک سفر شتاب­یافته برای خریدار از لحظه­ای که وارد وب­سایت می­شود تا لحظه‌ای که خرید را انجام می­دهد، طراحی می­کنید. این اغلب بدان معنی است که ویژگی­های محصول شما در قیف بازاریابی در درجه بالاتری نسبت به کسب­وکارهای B2B قرار می­گیرد و شما احتمالا نیازمند فراخوانی های عمل (calls to action, CTAs) قدرت­مندتری هستید.
برای شرکت­های B2C کانال­هایی همچون اینستاگرام و پینترست اغلب ارزش­مندتر از پلتفرم‌های کسب­وکار محور مانند لینکدین است.

مزایای دیجیتال مارکتینگ چیست؟

دیجیتال مارکتینگ، برخلاف تمامی تلاش­های بازاریابی آف­لاین، به بازاریاب­ها اجازه می­دهد تا نتایج درست را در زمان صحیح ببینند. می­دانید که حتی اگر تبلیغتان را در یک روزنامه هم قرار دهید، چقدر سخت است که متوجه بشوید واقعا چه تعداد از افراد آن صفحه از روزنامه را که تبلیغ شما در آن قرار دارد باز کرده و نسبت به آن توجه نشان­داده­اند. ابدا هیچ راه مطمئنی برای فهم این که آیا تبلیغ بر هر فروشی موثر بوده­است یا خیر وجود ندارد.

از طرف دیگر، شما با دیجیتال مارکتینگ می­توانید نرخ بازگشت سرمایه (ROI) تقریبا هر جنبه­ای از تلاش­های بازاریابی خود را اندازه­گیری کنید.
در این­جا چند مثال را ذکر می­کنیم:

ترافیک وب­سایت
شما با کمک بازاریابی دیجیتال میتوانید تعداد دقیق افرادی را که از صفحه اصلی وب­سایت شما بازدید کرده­اند با استفاده از نرم­افزار تحلیل دیجیتال مشاهده کنید.
همچنین می­توانید بفهمید که چند صفحه را باز کرده­اند، از چه دستگاهی استفاده کرده­اند و از چه جایی آمده­اند. اطلاعات بسیار دیگری هم وجود دارد.

این بصیرت به شما کمک می­کند تا کانال­ها را بر پایه تعداد افرادی که به وب­سایت شما هدایت می­کنند، برای گذراندن زمان بیشتر یا کمتر اولویت­بندی کنید. برای مثال، اگر فقط ۱۰درصد از ترافیک شما از طریق جست­وجوی ارگانیک است، نشان­دهنده این است که شما احتمالا باید زمان بیشتری را صرف سئو کنید تا بتوانید درصد جست­وجوی ارگانیک را بالاتر ببرید.
در بازاریابی آف­لاین، قبل از این­که مردم تعاملی با فروشنده داشته­باشند یا خرید کنند، فهمیدن این­که چگونه با برند شما در حال تعامل هستند، بسیار دشوار است. با بازاریابی دیجیتال شما می­توانید روندها و الگوها را در رفتار مردم قبل از این­که آن­ها به مرحله آخر سفر خریدشان برسند، تعیین کنید. بدین معنی که می­توانید تصمیماتتان را با اطلاعات بیشتری در مورد این­که چگونه مردم را به وب­سایتتان جذب کنید-حتی در بالاترین مرحله قیف بازاریابی- اخذ کنید.

عملکرد محتوا و ایجاد لید
تصور کنید که یک بروشور برای محصول درست کرده و آن را از طریق صندوق­های پستی برای افراد ارسال کرده­اید. این بروشور، یک نوع محتوا البته از نوع آف­لاین است. مشکل این­جاست که شما اصلا نمی­دانید که چه تعداد از افراد این بروشور را باز کرده­اند و چه تعداد آن را مستقیما به سطل زباله انداخته‌­اند.

حالا، تصور کنید که به­جای این کار شما آن بروشور را در وب­سایتتان قرارداده­اید. می­توانید دقیقا تعداد افرادی را اندازه­گیری کنید که از صفحه­ای که بروشور در آن قرار دارد، بازدید کرده­اند. همچنین می­توانید جزئیات مخاطبانی را که آن را دانلود کرده­اند، با استفاده از یک مجموعه فرم، جمع­آوری کنید. نه­تنها قادر به اندازه­گیری تعداد افرادی هستید که درگیر محتوای شما شده­اند، بلکه هم­چنین هنگام دانلود بروشور، شما در حال ایجاد لیدهای شایسته هستید.

مدل­سازی انتسابی
یک استراتژی بازاریابی دیجیتالی موثر که با فن­آوری­ها و ابزارهای درست ادغام شده­است، به شما اجازه می­دهد تا همه فروش­هایتان را تا اولین نقطه تماس دیجیتالی مشتری با کسب و کارتان ردیابی کنید.

ما این را مدل­سازی انتسابی می‌­نامیم. مدل­سازی انتسابی به شما اجازه می­دهد تا بتوانید روندهایی را که در روش جست­وجو و خرید محصول شما توسط مردم وجوددارد، تعیین کنید. این به شما کمک می­کند تا تصمیم­هایتان را درباره این که چه قسمت­هایی از استراتژی بازاریابی شما توجه بیشتری را جلب می­کند و درباره این که چه بخش­هایی از چرخه فروش شما نیاز به بازیابی دارد، با اطلاعات بیشتری بگیرید.

اتصال نقاط بین بازاریابی و فروش بسیار مهم است. طبق گفته ابردین گروپ، سازمان­هایی با تطابق زیاد میان بازاریابی و فروش، به نرخ رشد سالانه ۲۰درصدی می­رسند. درحالی­که در سازمان­هایی که این تطابق ضعیف است، شاهد کاهش ۴درصدی در درآمد هستیم. اگر بتوانید سفر مشتری را در کل چرخه خرید با استفاده از تکنولوژی­های دیجیتال بهبود بخشید، احتمالا بازتاب آن را در خط پایین کسب­وکارتان به صورت مثبت خواهیددید.
باید چه نوع محتواهای دیجیتال را تولید کنم؟

نوع محتوایی که شما تولید می‌­کنید به این بستگی دارد که مخاطبین شما در مراحل مختلف سفر خریدار چه نیازهایی دارند. شما باید با استفاده از خلق پرسونای خریدار شروع کنید. خلق پرسونای خریدار باعث می­شود که مشخص کنید که کدام یک از اهداف و چالش­های مخاطب در ارتباط با کسب­وکار شماست. در سطح پایه­ای، محتوای آن­لاین شما باید با هدف کمک به برآوردن اهداف مخاطبان و غلبه بر چالش­های آن­ها ایجادشود.

سپس نیاز دارید دراین­باره فکر کنید که آن­ها چه زمانی با بیشترین احتمال این محتوا را با توجه به مرحله­ای از سفر خریدار که در آن قراردارند، مصرف خواهندکرد. ما این را نقشه­کشی (نگاشت) محتوا می­نامیم.

هدف با کمک نگاشت محتوا، نشانه­گیری محتوایی است که مطابق شرایط زیر باشد:

ویژگی­های شخصی که آن را مصرف خواهدکرد (این­جاست که پرسونای خریدار وارد می‌شود).

شخص چه­قدر به خریدکردن نزدیک است؟ (یعنی مرحله چرخه عمر آن­ها)
با توجه به قالب محتوا، کارهای مختلف زیادی می­شود انجام داد.
در این­جا چند گزینه را با توجه به هر مرحله از سفر محتوا پیشنهاد می­دهیم:

مرحله آگاهی:

  • پست­های وبلاگی: هنگامی که با یک سئوی قدرتمند و استراتژی کلمات کلیدی همراه می­شوند، برای افزایش ترافیک ارگانیک عالی هستند.
  • اینفوگرافیک: قابلیت به­اشتراک گذاریشان بسیار بالاست، بدین معنی که هنگامی که دیگران محتوای شما را به اشتراک می­گذارند، اینفوگرافیک­ها شانس شما را برای دیده شدن از طریق شبکه­های اجتماعی افزایش می­دهند.
  • ویدئوهای کوتاه: این­ها هم بسیار به­اشتراک گذاری پذیر هستند و می­توانند کمک کنند تا مخاطبان جدید برند شما را بیشتر ببینند. این کار با میزبانی آن­ها در پلتفرم­هایی مانند یوتیوب میسر می­شود.

مرحله توجه

  • کتاب­های الکترونیکی: برای ایجاد لید بسیار خوب هستند زیرا عموما از یک پست وبلاگی یا یک اینفوگرافیک جامع­تر هستند و در نتیجه امکان بیشتری وجود دارد که یک فرد اطلاعات ارتباط برقرارکردن با خودش را در ازای دریافت آن بدهد.
  • گزارش­های تحقیقاتی: این گزارش­ها نیز محتواهای بسیار ارزشمندی هستند که برای ایجاد لید فوق­العاده هستند.
  • وبینارها: وبینارها یک شکل از محتوای ویدئویی هستند که تعاملی و با جزئیات بیشتری می­باشند که یک فرمت محتوایی موثر در مرحله توجه هستند چرا که محتوای جامع­تری را نسبت به یک پست وبلاگی یا ویدئوی کوتاه شامل می­شوند.

مرحله تصمیم

  • مطالعات موردی: وجود مطالعات موردی دقیق در وب­سایت، می­تواند شکل موثری از محتوا برای آن­هایی باشد که آماده گرفتن تصمیم خرید هستند زیرا به صورت موثری بر تصمیمشان تاثیر می­گذارد.
  • رضایت­مندی­ها: اگر مطالعات موردی برای کسب­وکار شما مناسب نیستند، وجود رضایت­مندی­های مشتریان از شما در گوشه و کنار وب­سایت جایگزین مناسبی است. فکر کردن به رضایت­مندی­ها در برندهای B2C کمی راحت­تر در نظر گرفته می­شود. اگر شما یک برند پوشاک هستید، رضایت­مندی­ها می­تواند به شکل عکس­هایی باشد که مردم از پوشیدن یک پیراهن یا لباس گرفته­اند و یک هشتگ برندشده که مردم می­توانند در آن مشارکت کنند، آن را همراهی می­کند.

چقدر طول می­کشد تا من نتایج کارهای محتوایی خود را ببینم؟

با دیجیتال مارکتینگ، عموما احساس می­کنید که می­توانید نتایج را بسیار سریع­تر از آن­ چه در بازاریابی آف­لاین رخ می­دهد، مشاهده کنید زیرا اندازه­گیری نرخ بازگشت سرمایه آسان­تر است. البته که این امر، نهایتا به مقیاس و اثربخشی استراتژی دیجیتال مارکتینگ شما بستگی دارد.

اگر برای ساختن پرسونای خریدار جامع و کامل وقت بگذارید تا نیازهای مخاطبانتان را مشخص کنید و بر ایجاد محتوای آنلاین باکیفیت به منظور جذب و تبدیل آن­ها تمرکز کنید، در این صورت احتمالا نتایج قدرتمندی را در شش ماهه اول خواهید دید.

اگر در استراتژی دیجیتال شما تبلیغات پرداختی هم وجود داشته باشد، چه بسا که نتایج را سریع­تر هم مشاهده کنید. البته که پیشنهاد می­شود برای موفقیت پایدار و بلندمدت، بر ایجاد بازدیدهایی طبیعی (و رایگان) با استفاده از محتوا، سئو و شبکه­های اجتماعی تمرکز کنید.

آیا من نیاز به بودجه فراوانی برای بازاریابی دیجیتال دارم؟

این مانند هر موضوع دیگری، حقیقتا به عناصری از دیجیتال مارکتینگ بستگی دارد که شما در پی اضافه کردن آن­ها به استراتژی خود هستید.

اگر به تکنیک­های درونی مانند سئو، شبکه­های اجتماعی و تولید محتوا برای سایتی که از قبل وجود داشته است تمرکز کرده­اید، خبر خوب این است که ابدا به بودجه خیلی زیادی نیاز ندارید. در بازاریابی درونی تمرکز اصلی بر ایجاد محتوای بسیار باکیفیت است تا مخاطبان شما نیاز به مصرف آن داشته باشند، که جز در صورتی که برنامه­ای برای برون­سپاری این کار نداشته باشید، تقریبا تنها سرمایه شما، زمان شما خواهدبود.

استفاده از تکنیک­های بازاریابی بیرونی مانند تبلیغات آنلاین و خرید لیست­های ایمیل، بدون شک با برخی هزینه­ها همراه خواهدبود. هزینه­ها به این بستگی دارد که می­خواهید چه نوع دیدی را در نتیجه تبلیغات دریافت کنید. برای مثال، در تبلیغات PPC با گوگل ادوردز باید مبلغی را پرداخت کنید تا در نتایج صفحات گوگل که مربوط به صنعتتان می­شود در جایگاه بالایی ظاهر شوید. این بسته به رقابت کلمات کلیدی، می­تواند به طور منطقی مقرون­به­صرفه و یا بسیار گران­قیمت باشد، به همین دلیل است که تمرکز بر ایجاد ترافیک طبیعی نیز ایده خوبی است.

چگونه بازاریابی موبایلی در استراتژی بازاریابی دیجیتال من قرار می گیرد؟

یکی دیگر از عناصر بازاریابی دیجیتال، بازاریابی موبایلی است. در واقع، زمان صرف­شده در شبکه­های اجتماعی در ایالات متحده، با استفاده از گوشی­های موبایل ۶۹درصد محاسبه شده است، درحالی که رسانه­های اجتماعی مبتنی بر دسکتاپ کمتر از نیمی از این مقدار را به خود اختصاص داده­اند. این در حالی است که ایالات متحده در مقایسه با دیگر کشورها، هنوز بزرگ­ترین طرفدار گوشی­های هوشمند نیست.

این بدان معناست که باید تبلیغات دیجیتال، صفحات وب، تصاویر شبکه­های اجتماعی و دیگر دارایی­های دیجیتال را برای دستگاه­های موبایلی بهینه­سازی کنید. درصورتی که سازمان شما یک برنامه موبایلی دارد که کاربران را قادر می­سازد تا با برند شما درگیر شوند یا از آن خرید کنند، اپلیکیشن شما زیر چتر دیجیتال مارکتینگ قرار می­گیرد.
کسانی که با سازمان شما به صورت آنلاین از طریق دستگاه­های موبایل ارتباط برقرار می­کنند نیاز دارند که همان تجربه مثبت را در دسکتاپ داشته باشند. این یعنی طراحی وب­سایتتان کاربرپسند یا ریسپانسیو باشد تا کاربرانی که از موبایل استفاده می­کنند راحت به وب­سایت متصل شوند. همچنین بدین معناست که طول تجربه کاربری برای دانلود محتوای شما کمتر باشد.

به همین ترتیب، هنگام انتخاب تصاویر برای شبکه­های اجتماعی، حتما یک کاربر موبایل را در ذهن داشته باشید زیرا ابعاد تصاویر در گوشی­های موبایل کوچک­تر است که به این معناست که ممکن است متن را قطع کند

راه­های بسیاری برای بهینه­سازی دارایی­های بازاریابی دیجیتال شما درباره کاربران موبایل وجود دارد و بسیار مهم است که هنگام اجرای هرگونه استراتژی دیجیتال مارکتینگ، تجربه­ای را که به زبان گوشی­های موبایل ترجمه خواهد شد، درنظر بگیرید. با اطمینان از این که این نکته را همیشه درنظر دارید، قادر خواهید بود تجربیات دیجیتالی کارایی برای کاربران خلق کنید و به آن­چه آرزو دارید برسید.

منبع: وبلاگ وب سایت hubspot
مترجم: محمد فرجی نوغانی




One thought on “دیجیتال مارکتینگ چیست؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *