کرونا و بحران کمبود غذا

اقتصادسرا – اکثر نوشته‌های اقتصاددانان در روزهای اخیر روی برجسته کردن این موضوع بود که «کرونا شوک سمت عرضه (هم) هست. آن را جدی بگیرید.» سعی خواهم کرد در یادداشت‌های بعدی بیش‌تر موضوع را باز کنم. ولی یک موضوع هست که از ذهن من بیرون نمی‌رود: اگر کرونا تولید کشاورزی دنیا را تحت الشعاع قرار دهد، عرضه کل محصولات غذایی (بخوانید کالری) با شوک منفی مواجه خواهد شد. خب در یک چارچوب استاندارد با مصرف‌کنندگان «هم‌گن»، نتیجه روشن است: قیمت بالا می‌رود و بازار با سطح مصرف پایین‌تر پاک می‌شود. همه مجبورند که کم‌تر غذا بخورند تا اثر شوک منفی را جذب کنند (بخشی از شوک توسط راه‌های دیگری مثل مصرف از انبارها، کاهش دور ریز، کاهش مصرف تفریحی و امثال آن جذب خواهد شد).

ولی در واقعیت ما با مصرف‌کنندگان هم‌گن مواجه نیستیم چون سطح درآمد سرانه کشورها یکی نیست و «کشش قیمتی تقاضا» برای مواد غذایی بین کشورهای مختلف متفاوت است. غذا هم کالای ضروری است و حتی در دوره رکود هم تابع تقاضای آن برای کشورهای ثروت‌مند خیلی جا به جا نمی‌شود. در این حالت یک نتیجه محتمل ممکن است این باشد که «مصرف کشورهای ثروت‌مند افت کمی می‌کند» و در نتیجه «تابع عرضه پسماند» برای بقیه دنیا مجبور است که عمده شوک منفی به کل عرضه غذا در جهان را تحمل کند. یعنی کشورهای فقیرتر مجبورند «خیلی کم‌تر» غذا مصرف کنند.

آیا شبیه این را دیده‌ایم؟ یک اپیزود کمابیش شبیه این (ولی به دلیل شوک مثبت تقاضا) در دوره رشد مصرف سوخت‌های زیستی در کشورهای توسعه‌یافته اتفاق افتاد. مصرف‌کننده آمریکایی حساسیت آن قدر به قیمت سوخت ماشینش نداشت و در نتیجه بالا رفتن قیمت ذرت چندان برای‌شان مهم نبود. ولی همین بالا رفتن قیمت ذرت برای خانوارهایی که عمده کالری‌شان از ذرت تامین می‌شد (مثل کشورهای آمریکای لاتین) فاجعه‌بار بود.

این نوع جنبه‌ها مساله را خطرناک‌تر و دردناک‌تر می‌کند و اقتصاددان‌ها باید بیش‌تر و بیش‌تر در مورد اثرات «بازتوزیعی» بحران اخیر هم بنویسند.

منبع: یک لیوان چای داغ، نوشته‌های حامد قدوسی
مطلب پیشنهادی: عمل‌کرد آموزشی دانش‌آموزان آمریکایی در زمان رکود!




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *