گذری بر زندگی “کنث ارو”

«کنث ارو» برنده جایزه نوبل اقتصاد و یکی از نابغه‌های علم اقتصاد در قرن ۲۰ میلادی، در ماه فوریه، در خانه خود در پالو آلتو کالیفرنیا در سن ۹۵ سالگی درگذشت. او که یک ریاضیدان نظریه‌پرداز بود، با دریافت جایزه نوبل در سن ۵۱ سالگی، جوان‌ترین اقتصاددان نوبلیست تاریخ لقب گرفت. به عقیده صاحب‌نظران، ارو تنها فرد در کره زمین بود که همه‌چیزدان بود. دانش او موضوعات مختلفی را احاطه می‌کرد، از علوم اجتماعی گرفته تا ریاضیات، فیزیک و فلسفه. پاول ساموئلسون – اقتصاددان برجسته علم اقتصاد – در توصیف ارو این‌گونه نوشته است: «ارو اثرگذارترین نظریه‌پرداز اقتصاد در قرن ۲۰ میلادی است».

زندگی‌ای مملو از یادگیری

کنث ارو در ۲۱ اوت ۱۹۲۱ در شهر نیویورک و در خانواده‌ای رومانی‌الاصل از طبقه متوسط به دنیا آمد. او در کودکی چنان علاقه‌ای به خواندن داشت که ترجیح می‌داد به جای بازی با دوستان خود، در خانه کنار کتاب‌هایش بماند. گاهی اوقات مادرش مجبور می‌شد او را با کتک از خانه بیرون کند تا با هم سن و سالان خود به بازی مشغول شود. ارو در دوران دبیرستان پس از آشنایی با کارهای برتراند راسل، به ریاضیات و منطق ریاضی علاقه‌مند شد. وی پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان «تون‌سند هاریس» در منهتن، به سیتی‌کالج نیویورک رفت و به تحصیل در آنجا مشغول شد. پدرش که در دهه ۱۹۲۰ کسب و کار بسیار موفقی داشت، در جریان بحران مالی دهه ۱۹۳۰، همه دارایی خود را از دست داد، اما با این حال خانواده او تمام و کمال از تحصیل او حمایت می‌کردند. ارو در سیتی کالج به مطالعه علوم اجتماعی و آمار و ریاضیات پرداخت، دو رشته کاملا متفاوت که به گفته خود او بعدها علایق علمی او را شکل داد. وی در سال ۱۹۴۰ در مقطع کارشناسی فارغ‌التحصیل شد و مدال طلای پِل را به دلیل داشتن بالاترین نمرات دریافت کرد. ارو قصد داشت به‌عنوان معلم در دبیرستان مشغول به کار شود، اما این فرصت شغلی برای او فراهم نشد. بنابراین به دانشگاه کلمبیا رفت و در مقطع تحصیلات تکمیلی به مطالعه آمار و ریاضی نزد هارولد هاتلینگ مشغول شد. برگزاری دوره اقتصاد ریاضی ازسوی هاتلینگ، باعث آشنایی ارو با علم اقتصاد شد. ارو فوق لیسانس خود را در رشته ریاضی دریافت کرد و برای خدمت در جنگ جهانی دوم رهسپار جنگ شد. پس از جنگ، او به دانشگاه کلمبیا بازگشت و تحصیل خود را در رشته ریاضی و آمار ادامه داد. هاتلینگ با تضمین بورسیه به ارو، وی را به ادامه تحصیل در مقطع دکترای اقتصاد تشویق کرد. ارو در مدت سپری کردن مقطع دکترای خود، به تدریس در دانشگاه استنفورد مشغول شد. چهار سال بعد وی استاد تمام شد. ارو که تجربه تدریس در دانشگاه‌های استنفورد، هاروارد و شیکاگو را داشت، بیشتر دوران تدریس خود را در دانشگاه استنفورد گذراند. او همچنین دوره کوتاهی را به‌عنوان یکی از اعضای شورای مشاوران اقتصاد رئیس‌جمهوری جان‌ اف‌کندی خدمت کرد. او در نهایت در سال ۱۹۹۱ از دانشگاه استنفورد بازنشسته شد و به برخی فعالیت‌های مشاوره‌ای مشغول شد.

اعضای خانواده پروفسور ارو نیز از بزرگان علم اقتصاد بودند. آنیتا سامرز (خواهر ارو) و رابرت سامرز (داماد ارو که در سال ۲۰۱۲ فوت کرد) از استادان برجسته اقتصاد در مدرسه وارتون دانشگاه پنسیلوانیا، لاورنس سامرز (خواهرزاده ارو) رئیس بازنشسته دانشگاه هاروارد و رئیس سابق وزارت خزانه‌داری آمریکا و پاول ساموئلسون (باجناق ارو) اولین آمریکایی برنده جایزه اقتصاد نوبل این جمله این افراد هستند. ارو در سال ۱۹۴۷ سلما شویتزر را به‌عنوان همسر خود برگزید. سلما در سال ۲۰۱۵ در گذشت و پس از آن ارو باقی عمر خود را در کنار خواهر، فرزند و نوه‌های خود گذراند. او سرانجام در ۲۱ فوریه ۲۰۱۷ در خانه خود در کالیفرنیای آمریکا در سن ۹۵سالگی درگذشت. در پی انتشار خبر درگذشت این اقتصاددان برجسته، خبرگزاری‌های معتبر جهان همچون «نیویورک‌تایمز» و «واشنگتن‌پست» در گزارش‌های مفصلی به بررسی زندگی شخصی و حرفه‌ای او پرداختند.

الگوهای تحسین‌برانگیز

کنث ارو در طول زندگی علمی خود، افراد زیادی را تحت تاثیر قرار داد. تعداد زیادی از شاگردانی که او تربیت کرد، استادان بزرگ علم اقتصاد شدند که برخی از آنها همچون جان سی‌هارسانی، اریک ماسکین، راجر میرسون، مایکل اسپنس و جوزف استیگلیتز جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کردند. آمارتیاسن اقتصاددان برجسته هندی از دیگر افرادی بود که تحت تاثیر ارو قرار گرفت و در اواخر دهه ۷۰ میلادی نظریه «انتخاب اجتماعی» ارو را توسعه داد. از معدود افرادی که ارو در طول زندگی شخصی و حرفه‌ای خود او را الگو قرار داد، آلفرد تارسکی بود. تارسکی که استاد فلسفه، منطقه و ریاضیات بود در ورود ارو به رشته‌های ریاضیات، فلسفه و علوم اجتماعی بسیار نقش داشت.

جوان‌ترین اقتصاددان نوبلیست تاریخ

در سال ۱۹۷۲، کنث ارو موفق شد در سن ۵۱ سالگی با همکاری اقتصاددان بریتانیایی، جان هیکس، جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کند. اعطای جایزه نوبل به این دو به‌خاطر مدلی پیشگام بود که ارو و هیکس در زمینه «تعادل عمومی و اقتصاد رفاه» ارائه دادند. تئوری تعادل عمومی شاخه‌ای از اقتصاد نئوکلاسیک است که تلاش می‌کند شکل‌گیری عرضه، تقاضا و قیمت را در کل اقتصاد با در نظر گرفتن ارتباط بین بازارهای مختلف توضیح دهد. بر خلاف تعادل جزئی که در آن عرضه و تقاضا تنها در یک بازار بررسی و قیمت در بازارهای دیگر ثابت در نظر گرفته می‌شود، در تعادل عمومی تمام عوامل تشکیل‌دهنده بازارهای مختلف به‌صورت درونزا بررسی می‌شوند. برای مثال، تقاضا برای غذای یک رستوران را در نظر بگیرید. در شکل‌گیری این تقاضا تنها قیمت غذاهای آن رستوران نیست که اثرگذار است، بلکه قیمت غذای سایر رستوران‌ها، قیمت مواد غذایی دیگر، قیمت بنزین، سطح اجاره‌ها، سطح دستمزدها و عوامل بسیار دیگر در تقاضای این رستوران نقش دارند؛ بنابراین در نظریه تعادل عمومی، تقاضا و عرضه برای یک کالای خاص، به عرضه و تقاضای تمامی اجزای اقتصاد وابسته است.

ارو در توسعه روابط ریاضی و آماری در نظریه‌های اقتصادی بسیار تلاش کرد. او با استفاده از پیشینه ریاضیاتی و آماری خود، روابط ریاضی را برای توضیح بهتر روزنه‌‌های تئوری‌های اقتصاد که توانایی شناسایی و کشف آنها وجود نداشت، به‌کار گرفت. در این رابطه او در مصاحبه‌ای که با مجله اقتصادی «چلنج» داشت عنوان کرد: «فکر می‌کنم بزرگ‌ترین امید من توسعه ریاضیات در علم اقتصاد بود.»

در سال ۱۹۵۴، ارو در مطالعه‌ای مشترک با جرارد دبرو (برنده جایزه نوبل اقتصاد سال ۱۹۸۳) اثبات ریاضی بسیار پیچیده‌ای را برای تعادل تسویه‌کننده بازار و قیمتی که در آن عرضه و تقاضا باهم برابرند ارائه کرد. او با بررسی رفتار رقابتی در بازارها، چگونگی عملکرد قیمت در ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضا را توضیح داد و نشان داد که چگونه تولیدکنندگان مختلف می‌توانند سود و کارآیی خود را حداکثر کنند. رابرت اومان، نوبلیست اقتصاد در سال ۲۰۰۵، در این رابطه می‌نویسد: «نظریه این دو درخصوص شکل‌گیری قیمت و ارزش یکی از عناصر اصلی علم اقتصاد است. در واقع این نظریه الفبای اولیه اقتصاد را تشکیل می‌دهد.» در واقع یافته آنها به فهم بهتر اقتصاددانان از سیاست‌های پولی، چرخه‌های تجاری، تجارت بین‌المللی، پیش‌بینی‌های بازار و سیاست‌های سرمایه‌گذاری دولت انجامید.

مطالعات ارو در زمینه اقتصاد بهداشت از دیگر کمک‌های او به علم اقتصاد بوده است. در مقاله مهمی که وی در سال ۱۹۶۳ تحت عنوان «نااطمینانی و اقتصاد رفاه برای مراقبت‌ پزشکی» به چاپ رساند، نشان داده شد که ارائه مراقبت‌های بهداشتی از مسیر بازار رقابتی منحرف شده است. بر این اساس، در بازار رقابت کامل خریداران و فروشندگان هر دو از اطلاعات کامل بهره‌مند هستند. اما در بازار مراقبت‌های بهداشتی، این دکترها هستند که اطلاعات بیشتر درخصوص بیماری و خدمات درمان آن را در اختیار دارند. بنابراین در این بازارها مشتریان (یا همان بیماران) در موقعیت سوء‌استفاده قرار دارند.

قضیه عدم امکان ارو

نظریه عدم امکان کنت ارو، در تئوری انتخاب اجتماعی، پارادوکس ارو را بیان می‌کند. بر اساس این قضیه، وقتی رای‌دهندگان سه یا بیش از سه انتخاب دارند هیچ سیستم رای‌گیری نمی‌تواند ترجیحات افراد را با یک مجموعه معیارهای مشخص به رتبه‌بندی جامعه منتقل کند. آنچه ترجیحات افراد را می‌سازد، می‌تواند سرمنشاهای متفاوتی داشته باشد و ما از راه‌های مختلفی می‌توانیم آنها را تشخیص دهیم.

۱- تمرکز روی آرا و برگه‌های رای

۲- تمرکز روی منافع شخصی

۳- قضاوت‌ها و احساسات اخلاقی در جوامع مختلف (توسط آدام اسمیت و امانوئل کانت بررسی شده است) و تضادهایی که در این ترجیحات متفاوت وجود دارد، موضوع بسیار مهمی است.

نکته اساسی انتخاب اجتماعی شامل انتخاب و ارزش‌گذاری مجموعه‌ای از احتمال‌های قابل وقوع است که با X و Y نشان می‌دهند. به‌طور خلاصه هیچ سیستم رای‌گیری عادلانه‌ای که موید این سه مورد باشد، نمی‌تواند طراحی شود:

۱٫ اگر هر رای دهنده xرا به y ترجیح دهد، آنگاه گروه x را به Y ترجیح دهد.

۲٫ اگر ترجیحات هر رای دهنده بین X و Y با وارد شدن Z تغییر نکند، ترجیحات گروه نیز بین X و Y با وارد شدن Z ثابت بماند.

۳٫ هیچ رای‌دهنده‌ای قدرت تعیین کردن ترجیحات گروه را نداشته باشد.

ارو این تئوری را در پایان نامه دکترای خود و همچنین در کتابش با نام «انتخاب اجتماعی و ارزش‌های فردی»مطرح کرد. مقاله اصلی«یک‌مشکل در مفهوم رفاه اجتماعی» نام دارد.

برگرفته از دنیای اقتصاد




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *